تبلیغات
مدیریت امداد - بحران و مدیریت بحران

بحران و مدیریت بحران

 

بحران و مدیریت بحران

در آستانه سال جدید با تبریك سال نو و آرزوی تندرستی و سرافرازی برای تمام ملت ایران، ترجیح دادیم باتوجه به حوادث و رویدادهای طبیعی سال 82، سرمقاله پایانی سال را به یكی از مبرم ترین مسائل موردنیاز كشور یعنی مدیریت بحران اختصاص دهیم.
قریب پنج قرن از عمر ظاهر شدن واژه بحران (CRISIN) در زبان لاتین سپری شده و طی دو قرن اخیر واژه های CRISIS و CRISE در زبــانهای انگلیسی و فرانسه از ادبیات گسترده ای برخوردار شده اند. اگر در تعریف بحران در حوزه های سیاسی - فرهنگی به دلیل نگرشهای ذاتاً جهت دار ذینفعان توافق عامی وجود ندارد اما در حوزه های علوم تجربی و پزشكی و هر آنجا كه مقیاسهای كمّی به كمك گرفته می شوند جدال كمتری در درجه بندی (مراحل پایین خروج از حالت عادی تا رسیدن به حد بحران) و تعریف بحران وجود دارد.

برای خواندن ادامه ی مقاله روی ادامه ی مطلب كلیك كنید...

بحران و مدیریت بحران

در آستانه سال جدید با تبریك سال نو و آرزوی تندرستی و سرافرازی برای تمام ملت ایران، ترجیح دادیم باتوجه به حوادث و رویدادهای طبیعی سال 82، سرمقاله پایانی سال را به یكی از مبرم ترین مسائل موردنیاز كشور یعنی مدیریت بحران اختصاص دهیم.

قریب پنج قرن از عمر ظاهر شدن واژه بحران (
CRISIN) در زبان لاتین سپری شده و طی دو قرن اخیر واژه های CRISIS و CRISE در زبــانهای انگلیسی و فرانسه از ادبیات گسترده ای برخوردار شده اند. اگر در تعریف بحران در حوزه های سیاسی - فرهنگی به دلیل نگرشهای ذاتاً جهت دار ذینفعان توافق عامی وجود ندارد اما در حوزه های علوم تجربی و پزشكی و هر آنجا كه مقیاسهای كمّی به كمك گرفته می شوند جدال كمتری در درجه بندی (مراحل پایین خروج از حالت عادی تا رسیدن به حد بحران) و تعریف بحران وجود دارد.

تغییری ناگهانی، شدیدتر از حالت عادی و غافل گیری تهدیدآمیز، ازجمله معیارهای تعریف بحران هستند. علم اقتصاد (و تا حدودی مدیریت) در طیف شناخت شناسی علوم، در میانه مباحث علوم اجتماعی و تجربی قرار دارد به این معنا كه مثلاً به كارگیری واژه بحران اقتصادی برای آنچه كه در سالهای 1929 (بخصوص در آمریكا) و بحران افزایش قیمت نفت (شوكهای نفتی 1973 و 1980) و آسیای شرقی 1997 اتفاق افتاد توافق بیشتری وجود دارد تا به كارگیری اصطلاح «بحران انتخابات» (یا مدیریت سیاسی) در كشورمان. در زبان فارسی درمورد ادبیات مدیریت بحران، در بنگاههای اقتصادی و نهادهای سیاسی بخصوص بحرانهای بین المللی علی رغم اهمیت روزافزون آنها تعداد آثار مرجع از انگشتان دست فراتر نمی رود و این درحالی است كه زمان ما زمانه تغییرات پی در پی یعنی هنگامه تغییرات بحران زاست. ایران به عنوان كشور درحال توسعه با موقعیتی سیاسی - جغرافیایی ویژه طی 30 گذشته همواره در معرض تحولات و تغییراتی بحران زا قرار گرفته. از انفجار جمعیت گرفته تا انقلاب و هشت سال جنگ تحمیلی و بازسازی و محاصره اقتصادی - فناوری... . به موازات طی دهه های اخیر علاوه بر سیل و طوفانهای محلی و زلزله های خفیف هر ده سال یك بار دچار زلزله های شدید در مقیاس 6 تا 7 ریشتر و تخریبی درحد فاجعه ملی شده ایم.

در چنین شرایطی منطقاً این سوال مطرح است. كه ما چقدر در معرض آسیبهای جدی و بحران زا قرار داریم؟ آیا درهمین حد و مقیاس آمادگی برای رویارویی با بحران را در خود ایجاد كرده ایم؟

قطعاً پاسخ به این دو سوال پاسخی نسبی خواهدبود. با حفظ این پیش شرط عام و در جامعه ای درحال گذار ودسیستمیك (
DESYSTEMIC) می خواهیم به طورخاص مدیریت بحران را در رویارویی با فاجعه های طبیعی بیشتر موردتوجه قرار دهیم.

گام اول در مدیریت بحران شناخت زمینه های بحران و گردآوری اطلاعات در زمینه های شكل گیری یا احتمال حادث شدن بحران است كه نیاز به واقع بینی دارد تا خوش بینی. و تاكید كنیم كه این درست در نقطه مقابل روزمره گی و به دنبال حوادث دویدن است و بدون تعارف در نقطه مقابل رفتار قدرگرایانه سنتی مان قرار می گیرد. چرا كه هیچ بحرانی از دیدگاهی كارشناسی بدون علائم قبلی و درجات احتمال آن رخ نمی دهد. بارها شنیده ایم «كه زلزله خبر نمی كند». و یا «فاجعه های طبیعی چون: طوفان، سیل، آتش سوزی ناشی از امتحان الهی است». فراتر از جنبه های تسلی بخش و اعتقاد پایه ای در فرهنگمان كه كاركرد خود را داراست با دیدی كارشناسانه می دانیم كه بحرانها هم قابل پیش بینی هستند و هم خبر می كنند. زلـــزله خبر می كند، از طریق شناخت نقشه جهانی - منطقه ای نقاط زلزله خیز، ازطریق بسامدی (تكرار) زلزله ها و جدول شدت آنها، ازطریق علایم دائمی پایگاههای لرزه نگاری و وضعیت گسلهای فعال. اگر نبود تفاوتی میان سه منطقه خاص زلزله خیز جهان با سایر نقاط وجود نداشت و یا اینكه تفاوتی میان ژاپن، چین كالیفرنیا و ایران با سایر نقاط كم خطرتر جهان وجود نداشت. پس مقیاسهای خبر وقوع زلزله كمی از معیارهای متعارف و زندگی روزمره فراتر می رود و به معنای چندثانیه قبل از وقوع نیست تا در جاهای امن پناه بگیریم، كه این نیز به نوبه خود بخشی از یادگیرهای مدیریت بحران است. طوفان، سیل، آتش سوزی و فاجعه های زیست محیطی همانند جنگها، انقلابها و حتی اعمال تروریستی! دقیقاً دارای علایم قبلی و هشداردهنده هستند. مسئله اساسی این است: با چه نگرش و سازوكاری درجهت به حداقل رساندن دامنه بحران، خسارتها و بالاخره عادی سازی به رویارویی با بحران می رویم. به این ترتیب سه فاز مدیریت بحران یعنی سازوكارهای قبل از بحران، سازمان ویژه مقابله با بحران پس از وقوع و بالاخره فرایند عادی سازی هر سه مهم هستند. اما قبل از هر مرحله، نخست باید این نگرش را ایجاد كنیم كه زلزله برای كشورمان امر عادی است و باید درپی سازماندهی مقابله با آن به نگرشی استراتژیك در مقیاس استراتژیهای توسعه مجهز شویم. در چنین نگرشی بلادرنگ باید به فكر مقاوم سازی 80% از بناهای كشور (12 میلیون بنا) كه در مقابل زلزله های شدید (7 ریشتری) شكننده هستند باشیم و منابع و سازمان اجرایی آن را مهیا و تعریف كنیم. 60 شهر كشورمان در درجه ریسك بالا طبقه بندی شده هستند كه متاسفانه تهران جزو آنهاست. میانگین برآوردهای مختلف، خسارتهای فیزیكی (مساكن، زیرساختها و تاسیسات...) زلزله بم را حدود شانزده هزار میلیارد ریال (حدود دو میلیـارد دلار) نشان

می دهد و اگر خسارتها انسانی و عواقب درازمدت اقتصادی آن را اضافه كنیم به رقمی درحدود 4 میلیارد دلار یعنی قریب 3% تولید ناخالص ملی می رسیم. غلّوی در كار نیست اگر این زلزله 30 سال پیش اتفاق می افتاد خسارات آن شاید به یك دهم رقم فعلی هم نمی رسید زیرا میزان خسارتها ارتباط تنگاتنگی با درجات توسعه (حجم و تعداد ساخت و سازها و تاسیسات و...) دارد. نگاهی به ارقام جهانی به خوبی روشنگر است. متوسط خسارات سالیانه فاجعه های طبیعی در جهان برای سالهای دهه 1960 میلادی ده میلیارد و برای سالهای اخیر از یكصد میلیارد فراتر می رود یعنی رقم طی 30 سال ده برابر شده. اگر تغییرات اكوسیستم و فصول كره زمین را _(در اثر گرم شدن كره زمین و...) نادیده بگیریم قسمت اعظم این افزایش ناشی از افزایش ساخت و سازها و بویژه افزایش جمعیت و شهرنشینی و حاشیه نشینی بوده اسـت. فراموش نكنیم یكصد میلیـارد دلار خسارتهای سالیانه رقمی كلی است و در آن سهم مناطق پرخطر و سالهای پرخسارت تر در آن تفكیك نشده. برای نمونه در حالی كه رقم میانگین خسارتهای سالیانه دهه 1990 حدود نود میلیارد دلار بود در سال 1995 كه زلزله كوبه در ژاپن اتفاق افتاد رقم سال مورد نظر به یكصدونود میلیارد افزایش یافت. یعنی یكصد میلیارد دلار خسارت زلزله ژاپن بود (حدود 3% تولید ناخالص ملی ژاپن) و می دانیم این حادثه در كشوری اتفاق افتاد كه شهرسازی و توسعه صنعتی كشور از بالاترین استانداردهای مقابله با زلزله برخوردار است و ژاپنی ها به زلزله به عنوان امری عادی ویژه سرزمینشان نگاه می كنند. آیا وقت آن فرا نرسیده است تا ماهم با این رویكرد كه زلزله امری عادی در كشورمان است به استراتژی های توسعه، استراتژی توسعه صنعتی كشورمان بنگریم؟

زلزله غم انگیز رودبار، اردبیل، آوج و بم و دهها زلزله خفیف تر دهه گذشته كافی نیست؟ هیچكدام از این زلزله ها در نقاط پر جمعیت و شهرهای بزرگ كشور بهناورمان رخ نداده است. زلزله 6/8 ریشتری بم پیش از 40 هزار كشته به جای گذاشت. در ژاپن هر دهسال یكبار زلزله ای 8 ریشتری و هرساله زلزله ای 7 ریشتری اتفاق می افتد. چین به عنوان كشوری زلزله خیز دهها هزار كارشناس زلزله تربیت كرده است در ژاپن طی 120 سال گذشته مجموعه ای عظیم از دانش زلزله شناسی، تدوین قوانین و مقررات، نهادهای مدیریت بحران و جبران خسارتها و الگوهای شهرسازی فراهم كرده. آموزش مدیران شهری برای رویاروئی با بحران و نظارت بر ساخت و سازها از جدی ترین اقدامات عاجل تلقی می شود. تنها نگاهی به تخصص های مدیران شهری (اعم از شهرداران، فرمانداران و بخشداران) كافی است تا به ضرورت بازنگری جدی و تجهیز برای مقابله با بحرانهای طبیعی و زیست محیطی پی ببریم. طی دو ماهی كه از فاجعه بم می گذرد به كرات خوانده ایم و شنیده ایم كه هزینه مقاوم سازی ساختمانها از 10% كل هزینه ساخت بناها كمتر است، ایضاً به كرات واقف شده ایم كه سیستم نظارت بر ساخت و سازها كارا نیست و دچار فساد است چرا نباید در این سیستم پایش بازنگری كنیم؟ بسازوبفروش زمانی كه شناسنامه ای فنی (در مورد استحكام ساختمان و سایر شرایط استاندارد مسكن) را برای مبادله محصولش نباید عرضه كند چه دلیلی دارد كه 10 درصد برای استحكام محصولش هزینه كند و ایضاً به چه انگیزه ای برای فشاربر ناظر فنی (كه خود تعیین كرده) دارد؟ مصالح غیراستاندارد اجرای غیراستاندارد و بالاخره سیستم نظارتی ناقص دارای خروجی ای مناسب و مقاوم در مقابل زلزله نیست؟ مدیریت بحران از نیازمندترین رشته های مدیریت به نگرش سیستمی است. از نقشه های آمایش سرزمین گرفته تا نهادهای گوناگون دولتی و صنفی و آموزشی - مشاوره ای همه دارای ارتباط انداموار و ارگانیك هستند. در هنگامه پیش آمدن فاجعه ها این كمبود را به خوبی شاهد بوده ایم. در آخرین مصاحبه ای كه از فرماندار بم خواندیم: «در شهر 90 هزارنفری بم (قبل از حادثه) در حال حاضر (82/11/16) 213 هزار نفر (جمعیت) حضور دارند، بین 120 هزار نفر دفترچه خواروبار توزیع شده، 300 میلیون تومان داروی سرقت شده را كشف كرده ایم (بادستگیری سارقان) و بالاخره یازده نفر در اثر افسردگی و حالتهای روانی پس از زلزله خودكشی كرده اند و اسكان مردم زلزله زده در بهترین حالت هیجده ماه دیگر طول می كشد...».

معابر شهری و تراكم ساختمانها درارتباط تنگاتنگ با مدیریت بحران در مرحله كمك رسانی قرار دارد. نمی توان انتظار داشت پس از وقوع زلزله كوچه ها و كوچه باغهای تنگ شهر تهران با برجهای 20 طبقه ای ناشی از فروش تراكم (برای تامین بودجه هزار میلیارد تومانی تهران) برای كمك رسانی بازبماند. تقاطع های بزرگ فضاهای باز و دور از خطر ریزش ساختمانها از نیازهای اولی كمك رسانی هستند. این را اطاق مدیریت بحران شهر تهران موردتاكید قرار داده. در شهر تهران رابطه ای معكوس بین این نیازها وگرانی و قیمت زمین وجود دارد در چنین شرایطی اقتصاد قدرگرای بازار جایی برای اداره بحران آن هم به صورت سلولی (شهرداری یا وزارت مسكن و...) باقی نمی گذارد. زیرا این استراتژیهای توسعه ملی و صنعتی كشور هستند كه می بایست با پیش بینی ها و نهادسازی درخور ریسك بالای كشورمان توان رویارویی دائمی دررابطه با مدیریت بحران را در چشم انداز خود قرار دهند. طی ده سال گذشته قیمت زمین شهری در تهران ده برابر شده و تهران شاید از نادر شهرهای دنیا باشد كه در آن قیمت زمین از پنج تا ده برابر قیمت ساخت فراتر می رود.

ساختی كه صدها فعالیت صنعتی و اشتغالزایی دارد و زمینی كه جز رانت گلی به سر توسعه ملی و بحران اشتغال نمی زند. جا دارد سازمان مدیریت و برنامه ریزی به مسئله آمایش سرزمین (صنعتی وشهری) به صورتی ارگانیك با نهادهای زیرمجموعه لازم برای تدوین نقشه ریسك و اقدامات پیش گیرانه واردعمل شود. در سالهای آینده با توسعه بیشتر و صنعتی شدن بیشتر كشور خطر (بخصوص خطرهای زیست محیطی) افزایش خسارتها به مراتب بیشتر می شود. به مراتب بیشتر از 10% تولید ناخالص ملی سالیانه. این را باید در استراتژی های توسعه و استراتژیهای توسعه صنعتی لحاظ كرد. رویارویی با بحران و مدیریت بحران در شرایط جدید كشور نسبت به 30 یا 40 سال پیش تفاوتی اساسی پیدا كرده است در همه ابعاد آن. نیروی دانشگر مرتبط و مدیران متخصص در امر مدیریت شهرها و بالاخره نهادهای اداره بحران را هرچه زودتر در دستور كار قرار دهیم. زلزله ها و دیگر فاجعه های طبیعی خبر وقوع خود را داده اند. آمادگی ما در چه حد است؟

ماهنامه تدبیر – شماره  142



بیوگرافی نویسنده یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
سرمایه اجتماعی و بهره وری نیروی کار یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
افزایش تراکم شهر و توسعه پایدار در ایران یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
دو مقاله در رابطه با مدیریت شهری یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
آلودگی های زیست محیطی یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
سیر مدیریت شهری در ایران یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
رویكرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
استراتژی توسعه شهری (CDS) چیست؟ یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
بافت های فرسوده ، قوت ها و فرصت ها یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
بافت های فرسوده یکشنبه 26 اردیبهشت 1389
مدیریت بحران سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
مسئولیت ها و آموزش سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
مفاهیم مدیریت بحران سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
نظریه تعادل در مدیریت بحران سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
مدیریت چیست؟ سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
مدیریت بحران سازمانی 1 سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
مدیریت بحران 2 سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
ضرورت و مدلهای مدیریت بحران سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
پروژه جهانی نقشه امنیت در حوادث طبیعی سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
یادگیری در مورد حوادث طبیعی سه شنبه 14 اردیبهشت 1389
لیست آخرین پستها